دست های خورشید رو به آسمونه
روح الله رحیمیانپسندیدن62
بازدید7.5K
دستای خورشید رو به آسمونه داره نوای غریبی میخونه حالش چه زار و دلش بیقراره حتی توون نشستن نداره وای، جگر پاره پاره دهان خون وای، رُخش زرد و زرد و خزان گون وای، جواد الائمه یا مولا..... از حجرهی او رسد یک نوایی هادیِ من ای گل من کجایی کرده مرا زهر همسر اسیرم لب تشنه در حجرهی خود غریبم۲ وای، ندارم به خانه پناهی۲ وای، بود جُرم من بیگناهی وای، جواد الائمه یا مولا.....