دستِ ما گیر كه در ورطه ی غم می اُفتیم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.3K
دستِ ما گیر كه در ورطه ی غم می اُفتیم یـادِ ما بـاش كه ما یادِ تو كم می اُفتیم بـاید اینـجا بنشیـنیم كه مـا را بخرند گریه كـن، گریه و گر نه ز قلم می اُفتیم لطفِ چشمـانِ تـرِ مادرمـان بود اگر كه درِ خـانه ی اربـابِ كَـرَم می اُفتیم ریشه ی ما همه در خاكِ حسینیه ی توست دستِ مـا نیست كه در پایِ عَلَم می اُفتیم می زنیم آنقدر از عشق بر این سینه كه باز مثـلِ گیسویِ تو بر شـانه ی هـم می اُفتیم تا نفس هست حسین(ع)است، حسین(ع)است، حسین(ع) حق بـده پیشِ تو هـر نیم قـدم می اُفتیم مـادر افتاد زمیـن تا كه نیـوفتیـم از پـا تـا بگوئیـم فـقـط بیـنِ حـرم می اُفتیم تا شنیـدیم كه بر رویِ كـمر دست گذاشت در ورودیِ حـرم بـا قـدِ خـم می اُفتیم