نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دستِ تقدیر گریه میکنه ای وای داره شمشیر گریه میکنه ای وای خاکِ گودال زجه میزنه ای وای آخرین تیر گریه میکنه ای وای نورِ خورشید گریه میکنه ای وای بس که تابید گریه میکنه ای وای گفته مقتل، جالس علی صدرک هرکی فهمید گریه میکنه ای وای و علیک بالبکاء، بین اون شلوغیا تنهاست و علیک بالبکاء، نگران خیمهی زنهاست و علیک بالبکاء، چه غمی تو صورتش پیدا بود و علیک بالبکاء، که سرش به دامن زهرا بود یوما... وای وای، حسین وای... (فریاد هل عطش ز بیابانِ کربلا)
هنوز نظری ثبت نشده