درسته که خورده گره، با دوری و دلهره عشق
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید100+
درسته که خورده گره، با دوری و دلهره عشق یه روزی معلوم میشه که، به دردِ من میخوره عشق یه روزی معلوم میشه که، با دلِ من راه اومده دوتا مَلک تو قبر میگن، ابی عبدالله اومده حالا دیدی خیالشم قشنگه میبینی حس و حالشم قشنگه امام حسین کجا و ما ولی خُب آرزوی وصالشم قشنگه فقط همین یه آرزو رو دارم خودت بیای موقعِ مرگ کنارم اگه بشه بیای سَرِ مَزارَم (یا مولا، یا حسین...) ****** تو دلِ تاریکی قبر، بازم دلِ من روشنه نسیمی از راه میرسه، دوباره قلبم میزنه جلو چشام خاطرههام، انگاری یک آن اومده دو تا مَلَک تو قبر میگن، امام رضا جان اومده دلیلِ گریههای بیاراده همیشه لطفش از سَرَم زیاده درسته من خیلی بدم ولی خب خدا بهم امام رضا رو داده وقتی برام نمونده راه چاره وقتی دلم به درد و غم دچاره امام رضا خودش هوامو داره (یا مولا، یا حسین...)