درست میشه فاطمه درست میشه
سیدمهدی حسینیپسندیدن1
بازدید3
درست میشه فاطمه درست میشه هرچی تو زندگی کمه درست میشه زهرا دل من روشنه درست میشه حالا چه وقت رفتنه درست میشه چشمای تو دنیای من بود چشماتو بستی من بمیرم چشمات با من حرف میزد حرفی بزن آروم بگیرم بستری باش ولی باش عزیزم تو کنار علی باش عزیزم تو خوب میشی فاطمه تو خوب میشی زهرا اگه قدت خمه تو خوب میشی حتی اگه زخمه تنت تو خوب میشی قربون حیدر گفتنت تو خوب میشی دستاتو رو صورت گرفتی که زخم گونهتو نبینم تو رو بگیر اما بذار من کنار بسترت بشینم بستری باش ولی باش عزیزم تو کنار علی باش عزیزم میری ولی دلواپسی زیاد داری این روضهها رو از کجا به یاد داری گفتی دم آخر دو خط روضه بخونی از تشنهی بیسر فقط روضه بخونی میگی حسینم وقت رفتن پیراهن کهنه به تن کن وقتی نشستن روی سینهات نگاه به گریههای من کن روی نی باش ولی باش عزیزم یه کمی آب بدن کاش عزیزم زیر پا باش ولی باش عزیزم خواهرت مرده بود کاش عزیزم بیکفن باش ولی باش عزیزم مونده زلفت تو دستاش عزیزم مرور شدی تو رو خدا خودت ببین چهجور شدی چرا تو از کنار خیمه دور شدی؟ حیا نکرد گفتم تو رو رها کنه، رها نکرد سنان نذاشت خواستم بیام حتی دم اذان نذاشت برای کشتن تو کم زمان نذاشت