دردی که خون دل بشه
ابوذر بیوکافیپسندیدن4
بازدید1.1K
دردی که خون دل بشه یه بغض بیصدا میشه دعا میخونم آخرش روضهی کربلا میشه هرجا یه بچه میبینم دلم میره پیش رباب از وقتی اصغر تشنه رفت از چشمم افتاد دیگه آب دیدم علی گریه میکرد رباب ز غصه پیر میشد دریا از نامی که داشت دیدم چهجوری سیر میشد