دردم زیاده و حوصله شرح حال نیست
حاج منصور ارضیپسندیدن14
بازدید1K
دردم زیاده و حوصلهی شرحِ حال نیست حالم چرا بد است، برایت سوال نیست هجرانِ بی ملاحظهات میکشد مرا دیگر مَجالِ دیدنِ روزِ وصال نیست با گریه خواستم که بیارم تورا نشد باران حریفِ پهنهی این خشکسال نیست من را ببخش، اشکِ تمیزی نریختم سرچشمههای چشمِ نَمورَم، زُلال نیست روزی نیامده که غمت را نخوردهام دلواپست به جانِ خودت، بیخیال نیست جَلدِ توام کجا بِرَوَم غیرِ بامِ تو بالی که پَر نزد به هوای تو، بال نیست آبی که در فراقِ تو خوردم هَلاهِل است بی تو حلالهای خدا هم حلال نیست نفرین به جادهای که به کویَت نمیرسد راهی بجز صراطِ تو راهِ کمال نیست روحِ مرا گناه به آتش کشیده است جانِ مرا تَحَمُّل این اِشتِعال نیست رسوایی است عاقبتِ خودسریِ من حتمیست رو سیاهیِ من، احتمال نیست آنکس که آبروی مرا میخرد تویی در بابِ مرد بودنت آقا مثال نیست یک روز میرسد که بغل میکنم تورا آن لحظه دور اگرچه که باشد مَحال نیست باور کن به جانِ علی دوست دارمت عشقی به قدرِ عشقِ خودت ایدهآل نیست کِیفَم همیشه بینِ نجف کوک میشود در بارگاه قدس که جای مَلال نیست انگور این ضریح دلیلِ بقاءِ ماست در مستیِ شرابِ علی جان زوال نیست فریاد میکشم که دلم تنگه کربلاست عاشق برای گفتنِ از عشق لال نیست