دردِ زهرا دردِ دین بود
سیدرضا نریمانیپسندیدن8
بازدید800+
دردِ زهرا دردِ دین بود دردِ جمع مسلمین بود مردم امّا بیتفاوت قصّه این بود، قصّه این بود او خطبه خواند و سر تکان دادند او گفت برخیزید، خوابیدند فریاد زد ساکت نباید بود فریاد او را برنتابیدند هم خانه و هم مسجد و هم کوچه در این شهر در معرکهی فاطمه میدان نبردیست از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردمِ بی درد ندانی که چه دردیست وا أسفا، وا أسفا آه از این زخم جفا یا زهرا یا زهرا... ***** آهِ او تا آسمان رفت او ز دنیا قدکمان رفت از جفای مردمی که اهل خود را یادشان رفت او روزها دنبال حق میرفت با درد سر میکرد شبها را امّا به کنج عافیت میدید در شهر خود دنیاطلبها را مردان همه در خانه و زهراست به میدان این صفحهی تاریخ سراسر همه درس است محروم شد امّت ز علی بعد پیمبر این عاقبت منفعتاندوزی و ترس است وا أسفا، وا أسفا رفته حیا مُرده وفا یا زهرا یا زهرا...