درد بسیار مداوا گریه
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید600+
درد بسیار، مداوا گریه ارث جامانده زهرا گریه آب می خورد، ولی با گریه گریه زیاد کردم، روضه زیاد خوندم پشت سرت خیلی، وَ اِن یَکاد خوندم وَ اِن یَکادُ الَّذینَ کَفَروا نیزه فرو شد به تنت وَ اِن یَکادُ الَّذینَ کَفَروا خودت بگو از کفنت خود بگو از دهنت یکی دَم مَغرِب موتو پریشان کرد با تن صد پارهات یه ختم قرآن کرد اونی که از گودال سرتو بالا برد روی سرِ زینب صداشو بالا برد جلوی نامحرما، مؤذبم، من زینبم خواهر تو جلوی نامحرما، مؤدبم، چی بگم از حنجر تو جلوی نامحرما، مؤذبم، چی بگم از دختر تو ****** زود راحتش کنید رو تنش پا نذارید، کمتر اذیتش کنید پیراهنش رو نه میدونید کیه میخواید هَتکِ حُرمَتِش کنید آی نامسلمونا باید اول بکشید بعداً غارتش کنید خنجر نمیبرید هیچکسی قربونی رو اینجور سر نمیبرید هی ضربه میزنید هیچکسی اینجوری سر از پیکر نمیبرید انصافتون کجاست هیچکی انگشت و واسه انگشتر نمیبرید