نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

درخشیدی ندارد مه دگر در آسمان جایی فلک آوا سر داده عجب زیبای بی تابی درازای شب زلفت قلندر را ز خواب انداخت همه در عرش هم آوا چه یدایی چه یلدایی کمر خم کرده هر واژه برای وصف رخسارت چه بیتی بر جبین داری چه ابروی مقفایی که برق ناب چشمانت کران تا بی کران روشن همه محو تماشایت، نگاهت اوج گیرایی ملک پر ریخت بر پایت دل یعقوب را بردی که یوسف را فرستادی به قعر چاه رسوایی کمالت احسن الخلق جمالت افضل المکنت گرفتی از خدا ابتدا تندیس مولایی پدر خورشید شرق و آفتاب عرصه ی خلقت بنازم بر پسر یا که بگویم بَه که چه بابایی به دست حضرت معصومه زلفت شانه میخورد و برایت چهار قل میخواند ای معجون زیبایی تجلی تو کوثر گونه بوده و طینتت زهرا به کوری حسودانت چه مولودی چه اعطایی به نوزادی سخن گفتی به طفلی رفته ای منبر مسیحی های مات تو همه گفتند عیسی ای تو شیرینی اوقات پدر بودی چه شیرینی تو لیلای مجانین رضا لیلای لیلایی حسن گونه میان شهر میبردی دل از مردم به زیبایی علی اکبر ترینی خود به تنهایی خزانه دار غیب و زیر دستت هست میکائیل جواد آل احمد تو چه اسم پر مسمایی لدن را عالمی الحق، مصابیح الدجا هستی تو بر ابواب مفتاحی، تو دانای توانایی گدا را غرق زر کردی، کرم را معتبر کردی سرودن بی نوایانت، چه آقایی چه آقایی ***** در کودکی ام امیر صد ها مردم همراه جلالت علی آوردم آوراه ترین عاشق ثارالله ام از اول عمر خود بیابان گردم یا علی و یا علی و یا علی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد