در کوچه دل ستارهی عرش شکست
حنیف طاهریپسندیدن5
بازدید92
در کوچه دل ستارهی عرش شکست هنگام اذان منارهی عرش شکست دستان سیاهی از جهنّم آمد سیلی زد و گوشوارهی عرش شکست در ذهن زمان بغض ثقیلی باقیست در خاک ترانههای نیلی جاریست تا آخر روزگار، تا آخر صبر در گوش علی صدای سیلی جاریست ***** مرغ اجل به دور و برم چرخ میزند اشک غمم به چشم ترم چرخ میزند تا گوشواره دیگر من جستجو کند در بین کوچهها پسرم چرخ میزند از لحظه ای که ضربه رخسار من زدند شهر مدینه دور سرم چرخ میزند گرفتم روی نیلی را، صدای ضرب سیلی را شنیدم ***** در غربت کوچه نعرهی مست نزن سیلی به ستارهی من ای پست نزن برگرد به خانه نامسلمان برگرد قرآن علیست بی وضو دست نزن ***** نزن که مادرم از پا نشسته نزن نزن که مادم پهلوش شکسته ***** غریب گیر آوردنت بی کس و تنها زدنت