در کنارم توام و یار دگر میطلبم
حاج منصور ارضیپسندیدن10
بازدید2K
در کنار توام و یار دگر میطلبم کار با توست، ولی کار دگر میطلبم نکند خواندن نام تو شده عادت من یا به اسم تو به لب یار دگر میطلبم گاه دارم رخ زیبای تو را میبینم بی خبر وعدهی دیدار دگر میطلبم از گدا بودن خود بر سر کویت خجلم که تو را دارم و، دربار دگر میطلبم همه جا هست حواست به منو رفتارم نیستم با تو که رفتار دگر میطلبم ذات نیات مرا، جزء به جزء میدانی تو مرا یاری و اما، دلدار دگر میطلبم آبروداری اگر هست، به کردار شماست آبرو از چه ز کردار دگر میطلبم گر چه بی معرفتم، باز مرا میخوانی باز هم شیوهی گفتار دگر میطلبم با وجود همه اینها، به نجف میبریام باز ایوان طلا، بار دگر میطلبم چون به بین الحرمین، رو به دو تا قبله کنم مست عباسم و کرار دگر میطلبم در دلم بقعهی زیبای بقیع میسازم صحن سجاد به دیدار دگر میطلبم دیده میبندم و خود را به حرم میبینم از غمت، دیدهی خونبار دگر میطلبم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم در حرم یاری بیمار دگر میطلبم گرچه بیتاب شه تشنه لب گودالم روضه را در تن تبدار دگر میطلبم وسط خیمه سپر شد به امامش زینب گفت در خویش، علمدار دگر میطلبم یک تنه با همه لشکریان میجنگم هر طرف تیر تبهکار دگر، میطلبم ته گودال کمی دیر رسیدم اما کعبنی در پی ایثار دگر میطلبم حسین