در چشمها باران رحمت را مگیر از ما
حمید علیمیپسندیدن26
بازدید6.1K
دَر چشمها بارانِ رَحمت را نگیر از ما این سجدهی بر روی تُربَت را نگیر از ما هرچند ما کُفرانِ نِعمَت کردهایم امّا اینبار لُطفیکن نِعمَت را نگیر از ما ما سَربُلند از امتحان بیرون نمیآییم این اشکهای بِینِ هِیئت را نگیر از ما یالَیتَناکُنّامَعَک گفتیم آقاجان لُطفیکن و این آهِ حَسرَت را نگیر از ما نوکر میانِ روضهها همصحبتِ مولاست این لحظههای گَرمِ صُحبَت را نگیر از ما ما سالها با روضههایت زندگی کردیم این سوز و آه و اشک و خَلوَت را نگیر از ما برای ما که از غوغای این عالَم گریزانیم همین یک دلخوشی مانده این را هم نگیر از ما **** بیهوا دَربِ خانهات واشد عِدّهای نانَجیب آمدهاند میکِشَد با دودستِ بَسته تو را دل به تَقدیر داده بودی تو دشمنانت سوار بَر مَرکَب پُشتِ مَرکَب پیاده بودی تو جان فدایت که روضهخوان بودی یادِ نورِ دوعِین افتادی عقبِ قافله زمین خوردی یادِ بِنتُالحسین افتادی تا رسیدی به کاخِ آن مَلعون پَر و بالت تمام، خاکی شد ذَرّهای از بَها نمیافتد گیرم اصلاً امام، خاکی شد مُتوکِّل شراب آورد و بعد از آن هم کَمی به تو خندید طَعنه زد لااَقَل بخوان شعری شعر خواندی وجودِ او لرزید دلِ زهراییات شکست آقا یادت افتاده بود بَزمِ شراب یادِ آن تَشت و خِیزَران بودی یادت افتاده بود اشکِ رباب **** هادی اگر تویی که ما گُم نمیشویم **** وقتی رقیه واردِ بَزمِ یزید شد بَر روی نِی مَحاسِن سَقّا سفید شد **** این قلب که مُردهاست را اِحیاکن امشب تو بَراتِ خستگان اِمضاکن دستِ همهی خستگیام سوی تو بیبی یافاطمه راهِ کربلا را واکن آوارهام آواره را آوارهتر کن بیچارهام بیچاره را بیچارهتر کن آوارگی از بَهرِ یک روضه میاَرزد بیچارگی بِینِ حسینیه میاَرزد **** گفتی اگر تو بیپناهی من حسینم گفتی اگر غَرقِ گناهی من حسینم **** در راهِ رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش بِرانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم **** من میمیرم، ولی این حسین حسیناست که برای من میمونه اَثَرِ دعای زهراست که برای من میمونه فقط این چشمای دریاست که برای من میمونه