در وصف ذات صحبت ما احتیاج نیست
حاج جواد حیدریپسندیدن25
بازدید2.4K
در وصفِ ذات صحبت ما احتیاج نیست زیرا که در صفاتِ خدا احتیاج نیست باید که به بار رفت و در آورد گیوه را در بارگاه غربِ تو پا احتیاج نیست دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست بوی طعامِ خانه خودش میکشد مرا تا خانهی تو راه نماند احتیاج نیست خواهش نکرده اهل کرم لطف میکنند اینجا به التماس گدا احتیاج نیست اصلا پِی معالجه این جگر مباش بیمارِ عشق را به دوا احتیاج نیست محشر برای رو شدن اعتبار توست کی گفته است به روز جزا احتیاج نیست تو با سکوت کردن خود جنگ میکنی تیغ تو را به کرببلا احتیاج نیست وقتی نداشت مادر تو سنگ قبر هم دیگر تورا به صحن و سرا احتیاج نیست **** گلِ خیرالنسا بیبی شریفه نگارِ مصطفی بیبی شریفه شبیه عمهاش دارد به رفتار وقارُ مرتضی بیبی شریفه کریمه حضرت بنتالکریم هست عزیزِ مجتبی بیبی شریفه یکی از بانیان کربلا شد که جانش شد فدا بیبی شریفه شهیده، عالمه، امالکرامت حیا را مقتدا بیبی شریفه سند بر آیهی تطهیر و نور است ولایت را وقا بیبی شریفه مزارش شعبهای از قبر زهراست جلالِ کبریا بیبی شریفه به روی دامن زینب گرفته خدایی از خدا بیبی شریفه جگر پاره ترین را دختر است او به غربت مبتلا بیبی شریفه کشیده بدترین دردها را که شد امشبا بیبی شریفه گمانم تحت قبه مرقد اوست کند حاجت روا بیبی شریفه شکسته استخوان مانند زهراست به زیر ناقهها بیبی شریفه یوما... به مانندِ سکینه بی بدیل است یگانه چون خدا بیبی شریفه غبارِ مرقدش اعجاز دارد به هر دردی دوا بیبی شریفه چه شکر یا بیبی شریفه که شام بیمروت را ندیدی نگشتی مبتلا بیبی شریفه ندیدی آنچه من دیدم در آنجا سر و تشت طلا بیبی شریفه تنت آنجا نلرزید از حجومِ نگاهِ بیحیا بیبی شریفه