در هیات دل نقش تو چون روز عیان است
علی نجفیپسندیدن2
بازدید1.5K
در هیئت دل نقش تو چون روز عیان است ... زیر علمت امن ترین جای جهان است ... در کالبد عاشق ما مهر اباالفضل ... مانند نفس لازم و مثل ضربان است ... ای حضرت معصوم ستایش گر فضلت ... تعریف سجایای تو ما فوق بیان است ... دخیلک یا عباس ... ***** شاهان جهان اند غلامان اباالفضل ... افواج ملک خادم و دربان اباالفضل ... ابر و مه و خورشید و فلک دست به سینه ... هستند همه گوش به فرمان اباالفضل ... لب های حسین و حسن و حیدر کرار ... بوسه زده بر دیده و دستان اباالفضل ... هرگز نشود در دو جهان عاجز و محتاج ... دستی که دخیل است به دامان اباالفضل ... الدخیل یا عباس ... ***** در مردم عالم اثر از درد نماند ... گیرند اگر نسخه ی درمان ز اباالفضل ... در مجلس ذکرش به هوای می زنه تسنیم ... هرگز نرود خاطر مستان اباالفضل ... فضل و کرم و مرحمت و جود و سخاوت ... جمعند سر سفره ی احسان اباالفضل ... شمشیر چه حاجت که به یک جذبه ی چشمش .. گشتند یلان کودک میدان اباالفضل ... افسوس که رخصت نشد از ریشه درآید ... نخل ستم و ظلم به طوفان اباالفضل ... ساقیست اباالفضل و می ناب حسین است ... با جان حسین خورده گره جان اباالفضل ... یا کاشف الکرب ...