نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در مجلس یزید هیاهو به پا شده زهرا خدا کند که نبیند چهها شده وضع سرت توان حرم را ربوده است خیلی یزید خون به دل ما نموده است میخورد آب و بر سر طفلانت آب ریخت ای خاک بر سرم به سر تو شراب ریخت از شدّت عطش لب تو چاک خورده است با من بگو رُخ تو کجا خاک خورده است؟ برخاستم چو چوب به لبهای تو نشست دندان تو مقابل چشمان من شکست وای از دل رباب، به پا گشت هلهله با نیشخند آمده از راه حرمله ناموس تو به حلقهی نامحرمان حسین شد آستین حجابِ رُخ کودکان حسین ای وای مطربان همه در مجلس آمدند بر اشک غربتم همه ساز و دُهُل زدن من آبله به پا و سِتادم به پا حسین امّا حرامیان همه بنشسته یا حسین در پرده جای داده عیال خودش ولی در بین ازدحام بُوَد دخترِ علی سربسته گویَمَت، وسط مجلس یهود دوروبرم حسین، پُر از چشم شوم بود *** در شهر یهودیان به اجبار وارد شده زینبِ عزادار این بار نخستِ اوست والله تا حال نرفته است بازار جای علیاکبر و اباالفضل دوروبرِ اوست خِیل اشرار زینب چه خلاف کرده یا رَب؟ هستند همه از او طلبکار میداد سلام و سنگ میخورد سنگ است مگر زبانِ گفتار؟ این مجلس شوم، مجلس کیست؟ جمع است در آن چقدر کَفتار از حدِ تصور است بیرون فهمیدن روضه است دشوار ناموس یزید در حجاب و ناموس حسین بین انظار با دختر فاطمه چه کردید؟ نفرین به تو روزگارِ بیعار
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد