در كنار بستر تو، تا سحر بيدارم امشب
سایر ذاکرینپسندیدن2
بازدید1.9K
در كنار بستر تو، تا سحر بيدارم امشب درد دلها با تو دارم، مثل تو بيمارم امشب اي كه با من تو بودي همسفر از دل من نبودي بيخبر فاطمهجان شكسته پشت حيدر ياس پژمردهام من زمينخوردهام (فاطمه جان) *** در سكوت نيمه شبها، دست بر پهلو گرفتي روز روشن بينِ خانه، از علي هم رو گرفتي آتش غم به قلبم ميزني از چه با من غريبي ميكني من غريبم ندارم يارو ياور از همه خستهاي ديده را بستهاي (فاطمه جان) *** كار من را كرده مشكل، حال و روز و روز و حالت مينمايد خانه داري دختركم سن و سالت اي تو سنگ صبور مرتضي اي تمام غرور مرتضي تو پناه مني در بين بستر من دل آزردهام بيتو من مردهام (فاطمه جان)