در فضای خانهاش چون عطر کوثر مینشیند
محسن عراقیپسندیدن7
بازدید9.4K
در فضای خانهاش چون عطر کوثر مینشیند پس بِلاشک جبرئیل اینجا دَم در مینشیند روبهروی ظالمان و در کنار مستمندان چون علی میایستد، مثل پیغمبر مینشنید گفت ممسوس است در ذات خدا، تکبیر گفتم ناگهان دیدم پس از الله، اکبر مینشیند هر کسی از دور در مسجد جمالش را ببیند روز بعدش بین صفهای جلوتر مینشیند چون اذان گفتهست بالای مناره تا قیامت هر کجا گلدسته میبیند کبوتر مینشیند هر کسی زانو زده در محضرش روز قیامت ساعتی زانو به زانوی پیمبر مینشید ***** گرچه در فنّ سخن زیر و زبَر بسیار است زلف، آشفته نکن چونکه خطر بسیار است زیر بار غم تو پای قلَم میشِکند اینقَدَر جلوه نکن ضعف هنر بسیار است مست چون میگُذری بر سر ما دقّت کن ای که بر خنجر ابروی تو سر بسیار است میکنم مدح تو اینگونه که بهتر نشود بعد الله و تو دیگر کسی اکبر نشود ***** دهان وا میکنم هر بار، گوهر میزند بیرون در آن ساعت کَز آن اوصاف حیدر میزند بیرون تخیّل میکند حول علی، سر میرود بالا قلَم در دست میگیرم غزل پَر میزند بیرون به مسجد گر برای خطبهخواندن پای بگذارد ز مسجد کِلکِشان از شوق، منبر میزند بیرون به میدان نبرد آن دَم که با تیغ دو دَم آید ز محشر از سپاه کفر، لشکر میزند بیرون علی آمد به قصد فتح، قربانِ قدمهایش به استقبال او، در خود ز خیبر میزند بیرون علی قصد شفاعت گر کند در روز رستاخیز صدای مَنمَن شیطان ز محشر میزند بیرون