در عالم ذر خدای باری
حاج علی کرمیپسندیدن26
بازدید800+
در عالم ذر خدای باری با شیعه گذاشته قراری گفتیم به غربت تو لبیک گفتیم به ماتم تو آری چون روی تورا به عرش دیدیم رفتیم به سجده، اختیاری! مادر که حسین گفت، گفتم چه اسمِ عجیبِ گریهداری! خیر از دو جهان نبینی ای چشم از ماتم او اگر نباری گریهکن تو پیمبرانند ما نیز در این وسط غباریم منت سر تو گذاشتیم و منت سر ما نمیگذاری! ما لایق دوزخیم اما داریم به تو امیدواری ما چشم امید بر تو بستیم از این و از آن چه انتظاری؟ ای کاش که کربلا بمیریم (چون با تو خوش است همجواری)۲ هر سال به شوق اربعینت کارم شده ثانیه شماری بعد از تو اسیر گشت زینب بعد از تو چه روز و روزگاری؟ سخت است برای دختر تو بی سایهی تو شتر سواری ******* آن ناقه، خودش تکان نمیخورد میزد ز چه رو مرا شتربان؟ پاداش به حرمله ندادند از دختر تو گرفت تاوان کفری شده بود تازیانه جای همه عمه داد تاوان در شام زدند بین بازار ناموس تو را دکان به دکان یک مشت شرابخوار کافر گفتند به عمه، نامسلمان ما را که ملک به زور میدید بردند به بزم میگساران من اشهد خویش را که خواندم تا زجر رسید در بیابان ای کاش که زجر را نبخشی از بس که زده مرا به قرآن ****** لگدی زد که خدا قسمت کافر نکند بی تعادل شدم و دست به دیوارم کرد ****** جای انگشتاش مونده رو صورتم جلو سر عمو میزد تو صورتم آره اونجا بود که ما رو میزدند دقیقاً کنار نیزه روبروت تا که گفتم بابایی عموم کجاست یکی سیلی زد و گفت اینم عموت ****** مثل زجر بابا من و نزد کسی شبیه دخترت لگد نخورد کسی ****** دنیا برام زندونه بابا شدم دردی که بی درمونه بابا بابام تویی ولی تو بازار داره زجر من و میچرخونه بابا لکنت زبونم پای زجره هنوز تو گوش من صدای زجره موی سرم کم شده بابا مقصرش فقط دستای زجره (زخمی شده تنم سرم درد میکنه) ۲ از بس لگد زد کمرم درد میکنه با اینکه شمر بدتره اما بابایی تا اسم زجر میاد پرم درد میکنه