در شباهت به نظر نفسِ پیمبر
سیدمهدی میردامادپسندیدن9
بازدید3.3K
در شباهت به نظر نفسِ پیمبر شده است بیجهت نیست که اسمش علی اکبر شده ست چه بگویم من از آن ذات که ممسوس خداست اکبر است و صفت اکبر ، مخصوص خداست حرکات و سکنات و وجناتش طاها مادرش آمنه بوده ست مگر یا لیلا؟ با همه، خُلق عظیمش سر احسان دارد این پیمبر چه قدر تازه مسلمان دارد جان علی، جسم نبی، جلوهی کوثر بوده سرِّ لولاک، از اول علی اکبر بوده بینقاب آمدنش پیشِ عمو دیدنی است به اباالفضل قسم قامت او دیدنی است چه بگویم من از آن سروِ خرامان بهشت حرف حق را قلم خواجهی شیراز نوشت: ” شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان “ کربلا هم عطشش چند برابر شده بود تشنهی صوتِ اذان علی اکبر شده بود جلوی چشم پدر، رد شدنش را عشق است أشهدُ أنّ پیمبر شدنش را عشق است ***** دلتنگي هميشهی بابا علی علی! سردارِ لشکر من تنها علی علی! قدری بمان، به دل نگران هایِ اين حرم مهلت بده برای تماشا علی علی! بايد «وَ إن يکاد» بخوانم که دور باد چشمان بد از اين قد و بالا علی علی! يک سوی خيره چشم همه: اين پيمبر است يک سوی باز مانده دهانها: علی... علی ***** گل پرپری که روی خاک صحراس تنِ نیمه جونِ جَوونِ منه از اول عزیزم میدونستن اینا که جونِ تو بسته به جونِ منه بلند شو از جا علی ای اربا اربا علی افتادم از پا علی چیکار کنم یا علی با این هزار تا علی تنهای تنها علی دیگه نیمه جونم بعیدِ بتونم که زنده بمونم میمیرم علی