در سکوت شکسته ی صحرا
حاج حسن خلجپسندیدن7
بازدید2.7K
در سکوت شکستهی صحرا کاروانی ز دور شد پیدا کاروان عشیرهی سادات کاروان قبیلهی طاها کاروان سلالههای رسول کاروانِ امام عاشورا همهشان لاله روی، چون یوسف همگی مستجاب، چون عیسی یک طرف روح آیهی تطهیر یک طرف معنی ذویالقربی یک طرف یادگار های حسن به نهایت مؤدّب و شیدا علم کاروان به همراهِ مشک، بر دوش حضرت سقا خیل ناموس حضرت حیدر همه در پردههای حجب و حیا پرده دار مخدّرات حرم شیر غرانِ بیشه ی لیلا باد آنجا اجازه میگیرد پرده را جا به جا کند حتی دیدهها سوی خاک میافتد تا که زینب زمین گذارد پا ثانیِ حیدر است میگیرد زیر بازوی زینب کبری با چه جاه و جلال وارد شد آه وقت خروج از اینجا (بیسر افتاده پیکر مردان آتش داغ بر جگر زن ها یک طرف مادری به واویلا یک طرف دختری به وا ابتاه)