در راه علی درد همان درمان است
حاج منصور ارضیپسندیدن7
بازدید1.8K
در راه علی درد همان درمان است این درد غریب هدیه ی جانان است این روح بزرگ ضربه گیر است هنوز تا روی كبود از علی پنهان است در هر ستمی بلا كشیدن سخت است در راه علی درد و بلا آسان است یاری علی هیبت كوثر میخواست این كار نه حد بوذر و سلمان است هر چند گل لالهی گوشم پاشید غم نیست مرا كه فصل گلریزان است روزی که قمر ز پرتوأش وا ماند در كوچه ی تنگ طعمه ی طوفان است با یا ابتای خویش گفتم به نبی این شهر پس از تو شهر نامردان است این امت مرحومه چه بی درد شدند این اجر رسالت است یا تاوان است تنها سپر علی شكسته اما شمشیر زبان هنوز در میدان است از پا ننشست هر كه زهرایی شد اسلام مگر كه بی سر و سامان است روزی كه ز كعبه منتقم میآید با یار محب و شیعه هم پیمان است