در دلم پیدا عشق پنهانت
حسین ستودهپسندیدن28
بازدید2.9K
در دلم پیدا عشق پنهانت جانِ من جانا بسته بر جانت عشق بین ما، ماجرا دارد تو پریشانم، من پریشانت به چشمان عاشقکُشت یارم هم گرفتارم، هم دچارم بر رویِ ماه تو تو لیلایی در نگاه من، قرصِ ماه من خشکِ مجنونم در نگاه تو بدون حضور تو، زمین بیپَر و باله کجای جهانی تو، کجایی اَباصالح کجایی اَباصالح... منتظر هستم بر سر کویَت بر مشامِ من کِی رسد بویَت قبل جان دادن رُخ نشانم دِه تا زنم بوسه بین اَبرویت مرا یک شبی دوری از دلبر میکشد آخر دل به این مُردن کِی شود راضی؟ بدان زندهام رویِ تو بینم، با تو بنشینم تا غمم را از دل رها سازی ندیدم تو را آخر، که پَرپَر کنم لاله ندیده دلم تنگ است، کجایی اَباصالح