در دلم بغض عدو میجوشد
ابوالفضل بختیاریپسندیدن0
بازدید33
در دلم بغض عدو میجوشد آتش عشق عمو میجوشد *** عقدهای در گلو و سینه من بهر یک راز مگو میجوشد *** عقدهام سیلی زهرا باشد خواهشم کشتن اعدا باشد *** گفتُ آن دردیکش خونینقبا آید از اینجا شمیم مجتبی *** زآخرین جرعه مرا سیرابُ کن روی سینه خستهای را خوابُ کن حسینجانم، حسینجانم، حسینجانم، حسینجانم *** بوسه پیر عشقُ از رویش گرفت در میان پنجه گیسویش گرفت *** از شراب جام آخر مستُ شد همچو سقای حرم بیدستُ شد *** در بغل او را گرفت و خوابُ کرد تشنهای را تشنهای سیرابُ کرد