نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج مجتبی روشن روان - در دل عمه‌ی سادات ز غم طوفان است

در دل عمه‌ی سادات ز غم طوفان است

[ حاج مجتبی روشن روان ]
  • 200+
  • 1
(در دل عمه‌ی سادات ز غم طوفان است)۲
(دیده‌ی اهل حرم از غم او گریان است)۲
خواهرت بر سر خود می‌زند و می‌گوید 
امشبی را شهِ دین در حرمش مهمان است...

شده ماتم شروع، (مکن ای صبح طلوع)۳
می‌‌شود بی‌کفن، بدنش پیشِ من 
می‌شود زیر و رو، (مکن ای صبح طلوع)۳
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است...

به بچه‌ها چی بگم، بگم که دست و پا زدی 
به بچه‌ها چی بگم، بگم چقدر صدا زدی

به دخترت چی بگم، بگم که تشنه کشتنت
به دخترت چی بگم، (از اینکه زخمه بدنت)۲

ای حسینِ من، ای حسین من، ای حسین من...

****

خیمه در خیمه صدای سخنِ قرآن است 
صحبت از خشکی و از زخم لب عطشان است 
امشبی آمده در خیمه کنارم و چه حیف 
اسب فردا بدنش زیر سمِ اسبان است...

چه شود با گلو، (مکن ای صبح طلوع)۳
(که جسارت شود، همه غارت شود)۲
بدنش مو به مو، (مکن ای صبح طلوع)۳

به قاتلت چی بگم، اگه که حرمتت شکست 
به قاتلت چی بگم، اگه که رو سینت نشست 

به مادرت چی بگم، اگه با قد خم رسید 
(به مادرت چی بگم، صدای نالتو شنید)۲

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است...
ای حسین من، ای حسین من، ای حسین من...

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل