نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

درِ خونهی خدا دستت بازه خدا واسه نوکرِ تو میسازه کافیه که هرکسی حاجت داره یه سفرهی رقیه بندازه تو گرسنه موندی تا که نوکرات سیر بشن حق بده که از غمِ تو جوونا پیر بشن تو گرسنه موندی و سیر زدنت بچه بودی، جوون و پیر زدنت ای بمیرم که با زنجیر زدنت ای پیرترین دخترِ دنیا رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان اندازهی تو موی سفید نداشت بابا رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان گرههای کورو خانم وا کردی تو گرهگشایی رو معنا کردی هرکی بچهاش گم شد تو رو صدا کرد تو بچهاشو پیدا کردی ولی هیچکس مثل تو تا به حالا گم نشده اینجوری زخمی توی بیابونا گم نشده کاشکی پیدات نمیکرد زجر به خدا تو رو انقدر نمیداد زجر به خدا نمیزد تو رو برا اجر به خدا مجروحترین دخترِ دنیا رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان اندازهی تو زخم نخورده تنِ بابا رقیه جان، رقیه جان، رقیه جان بابا، بابا قشنگم، بابا قشنگم، بابا قشنگم... *** سلام خانوم خانوما دیر اومدم، می دونم گریه نکن عزیزم دیگه پیشت میمونم بابایی فدات بشه چقدر کبود شدی بابایی فدات بشه موهات سفید شده دختر قشنگمو کیا کتک زدن؟ اینا واسه اینه که بابات شهید شده حالا هم با سر اومدم دست ندارم بغلت کنم خوشگلِ بابا کاش میشد رو پام بشینی منو ببخش اگه نمیتونم خوشگل بابا رو ندارم، رو نداری چشام سو نداره، سو نداره تو هم مثل من سوختی بمیرم مو ندارم، مو نداری *** جونم برات بگه خوشی به ما نیومده جونم برات بگه دنیا بدون تو بَده چادر نمازمو که عمه دوخته بود برام توی حرم، روی سرم، نگم که کی آتیش زده راستی موهامو یادت هست؟ گُلِ سرامو یادت هست؟ گوشواره ای رو که عمو خرید برامو یادت هست؟ یکی بود و یکی نبود، بردن هر چی بود و نبود من موندم با همین اشکا، من موندم با روی کبود *** نبین توی خرابههام، آسمونا جای منه من دختر شاهم و دنیا واسه بابای منه نبین الان گرسنمه، عالَم روزیخورمه دختر شامی من مَلَک مراقب چادرمه دستی به جز اباالفضل، سهساله آزگاره رخصت شونه کردن موی منو نداره اما آتیش خیمه دور دید چشم عمومو غروب روز عاشورا اگر سوزونده مومو کجا بودی مو داشتم تا کمرم کجا بودی دستش بود زیر سرم مثل پروانهها میگشت دور و برم کجا بودی، کجا بودی نبین گوشم پاره شده، بدون گوشواره نبود یادش بخیر امالبنین، گوشوارهامو خریده بود بابا، بابا قشنگم، بابا قشنگم، بابا قشنگم... *** دیگه ندارم من به زندگی میلی عمه نگاهم کن عوض شدم خیلی بابا رو موهای دخترش حساسه الان بیاد اینجا منو نمیشناسه سخته برام، عمه من آغوش بابامو میخوام سهسالمه، نمیتونم دو قدم راه بیام عمه ببخش، گردن تو بوده زحمتای من یه ماهه که خیلی تازیانه خوردی جای من عمر کمه ولی حرف زیاد عمه الان بابام میاد *** آخه من مگه چند نفرم این همه غم ریخته سرم پُرِ درده بال و پرم بابا جونم، بابا جونم بابا، بابا قشنگم، بابا قشنگم، بابا قشنگم... با تمومِ خستگیام ولی من کوتاه نمیام بغل بابامو میخوام بابا جونم، بابا جونم بابا، بابا قشنگم، بابا قشنگم، بابا قشنگم... *** این بار چندم است کفن باز میکنم دارم به این بهانه تو را ناز میکنم فاطمه، پلکی، تبسمی، نفسی یا شکایتی باشد، باشد بخواب فاطمه هر طور راحتی اسماء بریز آبِ روان بر روی گُلبرگِ گُلم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد