در بین خاک حجم تو کمتر گذاشتم
حیدر خمسهپسندیدن8
بازدید400+
در بین خاک حجم تو کمتر گذاشتم دستت شکسته باد، ببین حال خیمه را گم کرده بود شاه حرم، راه خیمه را بادی وزید و دست به روی سرش کشید آتش دوباره بر جگر مادرش کشید تا ناله زد رباب، رخش تازیانه خورد این داغ را برای علیاصغرش کشید حالا که شیر داشت علی خوابِ خواب بود آرام بر لبان علی با پَرش کشید حال رباب را زن شامی نگاه کرد آمد که زجهای کشد آخرش کشید تا که رقیه باز به گهواره فکر کرد یک پیرزن کنار گذر معجرش کشید میخواست طفل نعره زند، ای حسینجان لب بسته بود، با همهی حنجرش کشید روی رباب را وسط آفتاب دید از روی نیزه سایهی خود را سرش کشید