در این زندان هارون من دگر از عمر خود سیرم
امین قدیمپسندیدن15
بازدید12.2K
در این زندان هارون من دگر از عمر خود سیرم ندارم من ملاقاتی به زیر کُند و زنجیرم (کجایی ای رضا جانم؟)... غل و زنجیرِ بابا را بیا از گردنم وا کن بیا جان دادنِ من را تو در زندان تماشا کن (کجایی ای رضا جانم؟)... بیاید سِندی شاهک به زندان روبهروی من کند از من پذیرایی زند سیلی به روی من (کجایی ای رضا جانم؟)... پَر و بال مرا دشمن شکست ای ماهِ تابانم بیا از من عیادت کن که امشب بر تو مهمانم (کجایی ای رضا جانم؟)...