دختر شاهه خستهی راهه
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن1
بازدید100+
دختر شاهه، خستهی راهه با سيلی نازشو کشیدن اشتباهه دلش شکسته، حالش وخیمه حرف بَدو بهش نگید چون که یتیمه آه مُردم بابا هر جا که اسم تو رو بردم بابا سیلی و حرف و لگد خوردم بابا شنیدنی نیست، صدای سوخته دیگه کشیدن نداره موهای سوخته ای بیمُروَّت نکش موهاشو بزار خودش درمیاره گوشوارههاشو آه نیمهجونم افتاده چندتا تَرَک رو دندونم مونده رو گوشواره چند قطره خونم آه مُردم بابا هر جا که اسم تو رو بردم بابا سیلی و حرف و لگد خوردم بابا بابا، بابا قشنگم، بابا قشنگم، بابا قشنگم...