نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

داره میسوزه چادر بچهها مثل ستارهها، روشنی شبان داره میگرده پی تو خواهرت تموم دخترا، از پی زینبان پیدات کردم کجا؟ وسط این خاک و خون پیدات کردم چطور؟ بیرمق و قد کمون بالای ِ قتلگاه سکینه شد نوحهخون پاشو ببین حال ِ حرم آشوبه اُنظُر اِلی عَمّتیَ المظلومه... **** داری میبینی از روی نیزهها شروع غارت و رخت اسارت و تنت عریانه یکی به من بگه برا چی میبرن ، پیرهن پارهتو چی موند از خیمهها، میسوزه خاکسترا تو صحرا گم شدن ، یکی یکی دخترا دیگه دیدی خودت، چی بگم از معجرا داری میری به سوی شام و کوفه اُنظُر اِلی رُأوسُنَا المکشوفه... پاشو ببین حال ِ حرم آشوبه اُنظُر اِلی عَمّتیَ المظلومه... **** کجاست عباست، ببینه حالمو نمونده مَحرَمی برای این حرم چه شبی دارم، پیچیده هر طرف تو این بیابونا، نالهی مادرم رفتن تو قتلگاه، رو بدنت ده سوار از توی خیمهها، همگی کردن فرار زینب رو میزنن، میبینی ای روزگار جای همه کعبهنِیا معلومه اُنظُر اِلی اَکبادُنا ملعونه... پاشو ببین حال ِ حرم آشوبه اُنظُر اِلی عَمّتیَ المظلومه...
هنوز نظری ثبت نشده