داره میاد از حرم قاسم ابن الحسن
سایر ذاکرینپسندیدن2
بازدید900+
داره میاد از حرم بتشکن، صفشکن داره میاد از حرم قاسم بنِ الحسن پسر آئینهی پدر، پدر در قامتِ پسر پسر نه بلکه یه قمر، قمر نه بلکه شیرِ نر انگار مجتبی از حرم در اومده عمر اَزرق و بچههاش، سر اومده داره میاد از حرم شاهِ شیرینسخن داره میاد از حرم بتشکن، صفشکن داره میاد از حرم قاسم بنِ الحسن... به دل لشکر زده مثل تیر از کمان به دل لشکر زده شیرِ حیدر نشان به دل لشکر زده قاسم نوجوان نگاهش تیغ دولبه، خود قَتال العریه یه لشکر میریزه بهم مبارز تا میطلبه شمشیر میزنه مثل صاحب عَلَم تکبیر حسین میاد از دل حرم داره میاد از حرم شاهِ شیرینسخن داره میاد از حرم بتشکن، صفشکن داره میاد از حرم قاسم بنِ الحسن... میبَره دل از حسین وقت جنگیدنش میبَره دل از حسین با رَجَز خوندنش میبره دل از حسین با حسن گفتنش قیامت قد و قامتش بنازم به شجاعتش شد اَحلی مِنَ العسل او، زبونزد شد شهادتش جان عالمی فدای یه تار موش سینش شکسته و سپر شده برا عموش داره میاد از حرم شاهِ شیرینسخن داره میاد از حرم بتشکن، صفشکن داره میاد از حرم قاسم بنِ الحسن...