داره خون میریزه از زخم تنت آروم
حسین محمدی فامپسندیدن2
بازدید2.3K
داره خون میریزه از زخم تنت آروم من فدای غربتت سَیِدُنَا المَظلوم تو سر و صدا و ازدحام جمعیت پیچیده تو مقتلت زجّهی یک خانوم بمیره مادر برات که انقدر ناخوش شدی زیر دست و پاهاشون بمیرم زجرکُش شدی (چشاتو وا کن از خیمه به گودال اومده زینب چقدر مضطر، خمیدهتر و بیحال اومده زینب)۲ (حسین)۴ واقعیه یا چشای زینبت تاره؟ وای خدا مقتله یا گودیِ نیزاره؟ داره پاشو روی سینهی تو میذاره از ضریح جوشنت خون زده فواره مگه نشناختند تو رو؟ عزیز پیغمبری چرا حمله میکنند؟ یکی پس از دیگری (چشاتو وا میکردی کاش میدیدی غربت زینب تو میری بعد تو میشه حسین جان نوبت زینب)۲ (حسین)۲