داره خون میریزه از زخم تنت آروم
مسعود پیرایشپسندیدن9
بازدید6.1K
(داره خون میریزه از زخم تنت آروم من فدای غربتت سیدنا المظلوم)۲ تو سر و صدا و ازدحام جمعیت پیچیده تو مقتلت زجّه یک خانم بمیره مادر برات که انقدر ناخوش شدی زیر دست و پاهاشون بمیرم زجرکش شدی (چشات و واکن از خیمه به گودال اومده زینب چقدر مضطر خمیدهتر و بیحال اومده زینب)۲ (حسین)۴ واقعیه یا چشای زینبت تاره وای خدا مقتله یا گودی نیزاره؟ داره پاشو روی سینهی تو میذاره از ضریح جوشنت خون زده فواره مگه نشناختن تو رو عزیز پیغمبری چرا حمله میکنن یکی پس از دیگری؟ (چشات و وامیکردی کاش میدیدی غربت زینب تو میری بعد تو میشه حسین جان نوبت زینب)۲ (حسین)۴