دارم زیر لبهام هی روضه میخونم
مصطفی مروانیپسندیدن29
بازدید1.6K
دارم زیر لبهام، هی روضه میخونم این جسم رو چجوری، خیمه برسونم با تیر سه شعبه، پاره شده حنجر بیجون شده جسمت، خونی شده پیکر تنه تو پر خون چجوری تیر رو ز حلقت بکشم بیرون خیلی شرمندم که به همراه خودم آوردمت میدون وای پر اشکه دیگه چشمام همه ترسم اینه که باز جا به جا بشی رو دستام وای بمیره برا تو بابات نکنه یه وقت بیوفته سرتو به روی خاکا با این که علی جان، خیلی سینه چاکی جات امنه عزیزم، حالا زیر خاکی رو نیزه میزارن، رأس پدرت رو اما نمیبینن هیچ موقع سرت رو روز آخر شد خیمهها قیامته، کربلا محشر شد جای قبرت رو هی نشون دادن به هم رباب مضطر شد وای یکیشون اونجا صدا زد گفت بیاید مزارش اینجاست سرتو به نیزهها زد وای مادرت دیگه کم آورد شنیدم برای سوغات حرمله گهوارتو برد (حسین، حسین...)