داده صحن و حرمو به اباالفضل حسین
حاج محمود کریمیپسندیدن33
بازدید2.5K
داده صحن و حرم و به اباالفضل حسین پر از عطر بقیع بین بین الحرمین وقتی زینب از خیمه راه افتاد مجتبی اومد پیش شاه بیسپاه افتاد وقتی تو مقتل جسم شاه افتاد مجتبی هم با مادرش تو قتلگاه افتاد روز و شب میخونه تشنه لب شهید حسین تا به ابد به عاشقا حسن میگه بگید حسین (حسین جانم حسین جانم) یه ابر تو آسمون نبود یه مشک تو خیمه آب نداشت فرات میخواست کمک کنه میخواست ولی کسی نذاشت پدر به هر طرف میرفت عباشو باد میزد کنار پسر باید چیکار میکرد تا شمر دلش به رحم بیاد قانع نشدن لشکر از کشتن تو مانع نشدن سرباز نزدن طفل شیر خواره زدند سرباز نزدند اهل خیمه دست و پا گم کردند شاه و التماس مردم کردند سه تا شعبه تیر برای قتل پدر و پسر تفاهم کردند