نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج منصور ارضی - خیمه‌ها گرم سوختن شده بود

خیمه‌ها گرم سوختن شده بود

[ حاج منصور ارضی ]
خیمه‌ها گرم سوختن شده بود
نوبت بال و پَر زدن شده بود

شعله‌ی آتش نهان حسین
باب حاجات شیعیان حسین

بند قنداقه‌ را کشید و بُرید
آخرین یا کریم خیمه پرید

اشک او تیغ بی‌محابا بود
گریه‌اش ذوالفقار مولا بود

نطق طوفانی است این کودک
حیدر ثانی است این کودک

خطبه‌اش خطبه‌های غرّا بود
منبرش روی دست بابا بود 

گفت: ای پادشاه تشنه‌لبم
مثل اکبر حریف می‌طلبم

کربلا را به تب دچار کنم 
شمرها را خودم شکار کنم 

رحم این قوم را نکن باور
منت آب را نکِش دیگر

ناگهان بِین دشت غوغا شد
حرمله آن میانه پیدا شد

تیر آورده‌ است یا نیزه؟
این سه‌شعبه یا سه‌تا نیزه؟

تیر را هر قدَر که خواست کشید
آن‌چنان زد، گلو به پوست رسید

آسمان سرخ شد، زمین حس کرد 
حنجر شیرخواره خس‌خس کرد

تشنه‌ای در فراق دریا ماند
من بمیرم لب علی وا ماند

این سه‌شعبه اسیری‌اش شده بود
مثل دندان شیری‌اش شده بود 

عرش را داشت واژگون می‌کرد 
پیر خیمه خضاب خون می‌کرد

لشکری رُو به شاه خندیدند 
شرم ارباب را نمی‌دیدند

آه، حیران شده، کجا برود؟ 
با چه رویی به خیمه‌ها برود؟ 

پای این روضه می‌زنم فریاد
چشم ارباب به رباب افتاد

پشت خیمه قرار آخر بود
لحظه‌های وداع مادر بود

شاه فرمود: سیب نوبر من 
اِسمَع اِفهَم علیِ‌اصغر من

کاش قدری دقیق‌تر می‌شد
قبر اصغر عمیق‌تر می‌شد

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل