خیر کثیر حضرت کوثر که جاری است
ابوذر روحیپسندیدن10
بازدید6K
خیر کثیر حضرت کوثر که جاری است عمری قرار هر تپش بی قراری است چشمی که دوختم به رهش چشم یاری است از نفحه اش هوای زمستان بهاری است گل در جوار فاطمه نیکو سرشت شد دیماهمان به برکتش اردیبهشت شد تا عطر کوثرانه بگیرد بهارمان در دست اوست گردش لیل و نهارمان دنیا بدون او که نیاید به کارمان تقدیم حضرتش همه دار و ندارمان بانی فیض و برکت هر سال فاطمه است آیینهی محوّل الاحوال فاطمه است زهرا همان صبّیهی پیغمبر آفرین زهرا همان مطهّرهی حیدر آفرین زهرا یگانه والدهی شبّر آفرین گفتادبه خلق فاطمه اش داور، آفرین هرجا قلم ز حضرت صدّیقه یاد کرد لولاک را نوشت و به آن استناد کرد کمپانی عاجز از چنان نیّر و فواد درک بشر کم است و کمالات او زیاد زهرا نگو، بگو که عدمدار عدل و داد تندیسی از مقاومت و مادر جهاد بنیانگذار مشی و مرام حسینی است یک جلوه نیز از جلواتش خمینی است هستی پس از تولّد او آبرو گرفت باید برای بردن نامش وضو گرفت روزی که داد سفرهی ما عطر و بو گرفت رهبر که رزق کشور ما را از او گرفت جانم به این پسر که بدهکار مادر است چشمش به دست حضرت زهرای اطهر است افلاک از او، ستاره از او، خاک و خشت ازاو دارد زمین طراوت و عطر بهشت از او دارم حلاوتی علوی در سرشت از او بهتر ز من رضای مویّد نوشت از او اشک بُود مرا که به دنیا نمیدهم این است گوهری که به دریا نمیدهم در سینه ام جمال علی نش بسته است این سینه را به سینهی سَینا نمیدهم سرمایهی محبّت زهراست دین من من دین خویش را به دو دنیا نمیدهم گر مهر و ماه را به دو دستم دهد قضا یک ذرّه از محبّت زهرا نمیدهم قالب شکست و با غزلی زیر و رو شدم در اختیار امّ ابیهاست هوش و دم بی آبرو رسیدم و با آبرو شدم تنها نگو که عاشق عشّاق او شدم در بزم انس نوکر زهراست مونسم من دست بوس تک تک سادات مجلسم توفیق نوکری دراین خانه قیمتیست شیعه به نام مادر سادات غیرتیست در هر دعای حضرت صدیقه برکتیست این دور هم نشستن امروز نعمتیست شعرم کشید زحمت حرف نگفته را شاید تلنگری زند اذهان خفته را دیروز شهر را تب بالا فراگرفت هر کوچه را شمیم مسیحا فراگرفت روح خدا زمین و زمان را فراگرفت درس از مرام حضرت زهرا فراگرفت آن ناخدا که در دل طوفان بلند شد با اقتدا به شاه شهیدان بلند شد بعد از خدا قسم به الفبای انقلاب خون داده اند ملّت ما پای انقلاب دیگر چه گویم از برکتهای انقلاب ما اییم و صبح روشن فردای انقلاب این انقلاب مظهر الطاف مادر است این مرز و بوم کشور زهرا و حیدر است امروز زیر سایهی دین پا گرفته ایم از دشمن ابتکار عمل را گرفته ایم در در فاتحان جهان جا گرفته ایم امروز زهر چشم ز دنیا گرفته ایم دیگر به ظلم ابرههها تن نمیدهیم در معرکه مجال به دشمن نمیدهیم پایان حکمرانی حکّام ظالم است با شیعیان هر آنکه در افتاد نادم است تنها علاج کار به دستان قائم است آن قائمی که منتقم آل فاطمه است آنها که در سپپاه ولیعصر لازمند سید رضی موسوی و حاج قاسمند اشکی بود مرا که به دنیا نمیدهم این است گوهری که به دریا نمیدهم عمری بود که گوشه نشین محبّتم این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم یا زهرا