خونی که داد سرور آزادگان حسین
مهدی اقدم نژادپسندیدن0
بازدید100+
خونی که داد سرور آزادگان حسین مرهون حسن تربیت و شیر مادر است گردون گردش دو درخشنده آفتاب کیهان تابش دو درخشنده اختر است او را پدر رسول خدا صدر کائنات او را علی ولی خدا و همسر است شهبانوی حجاز ولی کار خانه را با فضه کنیز، شریک و برابر است بانوی جهان، سرور زنان درج عفاف و عصمت کبرای داور است مغرض چو بازماند ز منطق میان خلق آخر به طعنه گفت که این شخص ابتر است غافل که در سلاله او دختریست کو یکتنه به کل عالم هستی برابر است هر دختری برای پدر دختر است و بس اما بتول بر پدر خویش مادر است جانها فدای جان عزیزی که روز و شب جاری میان لعل لبش آب کوثر است زهرا چرا بهشت برین آرزو کند؟ باغ و بهشت او گل رخسار حیدر است جنت من با تو این کاشانه بود کعبه امید من این خانه بود مرغ قاف منزلت را لانه سوخت خانه همچون قلب صاحبخانه سوخت طبع من در ورطه آشفتهگیست سقط، قصه مسمار چیست؟ اینقدر گویم که آن حورانژاد در نهیب قهر و کین از پا فتاد در میان دود و آتش دیدمت با چهل تن در کشاکش دیدمت عوض اجر رسالت به رسول دو سرا دخترش فاطمه را بر در کاشانه زدند صدف و دُر ز فشار در و دیوار شکست تا که در کربوبلا تیر به دردانه زدند