خونه بدون مادر، شبيه يه زندونه
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن1
بازدید2.5K
خونه بدون مادر، شبيه يه زندونه مثل يه ويرونه، بي سرو سامونه هنوز، جلوه ی نگاهش نيلوفريه فقط، روزي دلامون خون جگريه خدا، سرنوشت زينب بيمادريه خدا بيمادريه تو هر خونه، پناه خونه مادره مادره، كه نور قلب دختره بودنش، براي غنچهها اميده كجا بريم، با رفتن پناهمون به خدا، ميشكنه تكيه گاهمون تا می گی، وقت جدا شدن رسيده مريضم، جوونه پيش من ميمونه *** توي نگاهت پيداست، داري دعا ميخوني كه بري پنهوني، ديگه نميموني چرا، زخماي نگاهت زده جوونه به پات، منتظر نشسته تنور خونه تا باز، موي دخترت رو بزني شونه نه جون داري، براي بوسه چيدنت نه نفس، برا نفس كشيدنت نه رمق، براي درد دل با زينب روز همه، بدون تو تباهيه همه شب، بدون تو سياهيه تو بمون، كه خونه روشن بشه امشب مريضم جوونه پيش من ميمونه *** وقتي ميزني پرپر، توي غم بيمادري شده نيلوفري، دل اين دختر مگه، ميشه بيتو خونه روشن بمونه ببين، كه بهونه داره دل ديوونه ببين، اشكاي بابامون مثل بارونه داره دعا ميخونه جون حسن، يه شب ديگه پيشم بمون با خودت، منو ببر به آسمون دلمو، از اين همه غصه رها كن خوب ميدونم، اين آخرين نمازته نشونيش، چشاي نيمه بازته تو دلت، براي صبر من دعا كن مريضم جوونه پيش من ميمونه