خونهام شد کنج خرابه
حسین عینی فردپسندیدن15
بازدید1.1K
خونهام شد کنج خرابه دلم از غصه کبابه اومد بابا پیشم امشب دیگه پایانِ عذابه (بابا جونم آخرش اومد پیش یاس پَرپَرش اومد) ۲ یتیمم کردن تو سن کم۲ چرا بابام با سرش اومد؟۲ (شده چشمام خیس و بارونی چرا بابا غرقِ در خونی؟) ۲ سرت بابا بوی نون میده ۲ نمونده تو دست من جونی۲ رقیه جان ای رقیه جان... سرت رو بابا بریدن۳ تنت رو خاکا کشیدن (منم از غصه شکستم ۲ ببین موهای سفیدم) ۲ (ببین جای ضرب سیلی رو ۲ ببین بابا روی نیلی رو) ۲ قدم خم شد، چشم من تاره ببین پیری وقتِ طفلی رو ۲ کتک خوردم جای آب و نون۲ کتک خوردم من تا پای جون۲ یه جوری زد دندونم افتاد ۳ یه جوری که شد دهن پُر خون رقیه جان ای رقیه جان... زیر چشمم را ببین، خیلی ورم کرده پدر بیهوای سیلی محکم مثل زهرا خوردهام رقیه جان ای رقیه جان...