خونم حلالت ابلفضل
وحید شکریپسندیدن22
بازدید3.1K
خونم حلالت ابالفضل عشقم جمالت ابالفضل من به دنبالت ابالفضل کشتهی چشماتم تو که خدای وفایی حیدر کرب و بلایی داری تو چقدر هوایی کشتهی چشماتم کشتهی اون چشمای دل فریبت میکنی نصیبم، کی تو رو ببینم؟ تو ساقی و من لب تشنهی جامت قربون مرامت، عشق بی قرینم غلام ابالفضلم شرافت همینِ به دنیا و عقبایم سعادت همینِ ندارم به دل دلبر به جز عشقم عبّاس بزن می به صحبایش عبادت همینِ (یاعبّاس قمیرالعشیرة)۴ زلف کمند تو ساقی طناب دار گداتِ کعبهام خال لباتِ خدای زیبایی دلمُ بریده نسیمت، بوی بهشت حریمت منمُ دست کریمت خدای زیبایی نهاندهام دل در سرای کویت دل در آرزویت ای ماه منیرم دلم میخواد که آخرین نفسهام رویِ تو ببینم تا برات بمیرم بمیرم برای تو سعادت برامِ حرم حرف اوّل، آخرم از خدامِ نوشتم به لوح دل فداک یاعبّاس بگردم به دورت لذّت لحظههامِ (یا عبّاس قمرالعشیرة)۴ من و هوای رقیّه این دلِ جایِ رقیّه گرم نوای رقیّه ملیکهی قلبم جلوهی حضرت زهرا زینت شونهی سقا رقیّه هستی بابا ملیکهی قلبم تو علّت این مستی و جنونی عشق آسمونی یا رقیّه سادات برات بمیرم منتهای عشق و شبهای دمشق و اون ضریح زیبات رقیّه ز عشق تو طراوت گرفتم و اسمت چه شیرینِ حلاوت گرفتم نبودم به حدِّ نوکریت ای جانان من از کلبی کوی تو قیمت گرفتم (یا رقیّه مدد یا رقیّه)