خون سرخت جوهر قلم ربابه
ابوذر روحیپسندیدن7
بازدید600+
خونِ سرخت جوهرِ قلمِ ربابه عشق تو تنها توی کلمه ربابه زینب رو دوشش گرفت، علم حسین و گهوارهی کوچیکت علمِ ربابه شبیه صوتِ جَلیه اسمت به سن و سال نیست، یَلیه اسمت سنان عقب رفت، حرمله ترسید تا که حسین گفت، علیه اسمت پابرجا سهندی ،شیرین مثل قندی باطناً و ظاهراً حقاً سربلندی حرفم حرف دل نیست، به نَصّ مقاتل تو با خونت انگاری درِ خیبر رو کَندی جانم یا علی اصغر... واسه آغوشت داره عجله رقیه قاسم شیرِ نجمه و تو یَلِ رقیه رقیه وقتی که هست رو دوش اباالفضل چی میشه توهم باشی بغل رقیه به خندههاته گوش اباالفضل محو نگاهت، هوش اباالفضل بشه سه سالت مثل رقیه میری تو روی دوش اباالفضل ای والا مدارج، ای امید رایج کلی درد بیدوا رو میشی معالج تا کارم گره خورد وا کردی گره رو تو با دست کوچیکت ای بابَ الحوائج جانم یا علی اصغر... بنازم این سفرهی اربابیو صحن نجف روزای آفتابیو روبهرو ایوون نجف بخونیم شعر موندگار سهرابی رو نام ما را بنویسید به ایوان نجف نشد از نام سگِ کهف کتاب آلوده از اول برنامه همین بود مسند نشین بود بهتر بگم که مولای ما بهترین بود قطعاً همیشه همه جا اولین بود به علی فقط علی امیرالمومنین بود مولا مولا مولا...