خون حسن تربیت حسین قاسم میشه
امیر برومندپسندیدن53
بازدید2.7K
(خونِ حسن و تربیتِ حسین، قاسم میشه) ۲ به دلِ سینهزَنا، حاکم میشه توی کربلا به جای مجتبیٰ (به مِیدون عازِم میشه) ۲ قاسم نَعرهی اَنَابنُالحسن تا میزنه حیدروار دلِ سپاهی رو از جا میکنه انگاری زمانه رفته عقب روزِ جمل سرتاپای این پسر شبیهِ به حسنه، صف شکنه (قاسم ثَمَره، دستِ پاک و مُعتبره نوجوونیِ قَمَره ) ۲ اومده تو مِیدون واسه رَمیِ جَمَره (شهزاده یاقاسم) ۶ (بی خود و زِرِه قاسم تا راهیِ مِیدون میشه) ۲ دلاورانه که رَجَزخون میشه اون طرف اَزرَقِ شامی از ترسش، داره هَراسون میشه (اَحلیٰ مِن عسل که میگه حسن حَظ میکنه) ۲ قَدَم میزنه و دَشت و دَمَن حَظ میکنه وقتی از صلابتش میخونم حتی خدا با این نوکرا تو سینهزدن حَظ میکنه (بَه چه یَلیه، اَلحق نوهی علیه مثلِ تیغ سِیقَلیه) ۲ آوازهی رسمش که بِینُالمِلَلیه (یاقاسم مَدَد یاقاسم) ۲