خون به جگر بودن
ابوذر روحیپسندیدن1
بازدید57
خون به جگر بودن دست به کمر بودن الان میفهمم که سخته پدر بودن گرفتی کل خاک کربلا رو ریخته بههم مثل تو روزگارم با سر زانو اومدم که پامو خدا نکرده رو تنت نذارم حالا با اینکه ارباً اربایی دورت بگردم فکر بابایی دور منو گرفتی تنهایی یا ولدی ببینی دنیاتو تو خاک و خون سخته الان میفهمم که داغ جوون سخته من پدر پیر توام قراره زخم تو روی جگرم بمونه عمه یکم دیر برسه عزیزم باید بیاد فاتحهمو بخونه سخته ولی با این بدن پاشو جوون غیرتی من پاشو (روی منو زمین نزن پاشو) ۲