نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خون به جگر بودن، دست به کمر بودن الان میفهمم سخته پدر بودن گرفتی کُلِّ خاک کربلا رو ریخته به هم مثل تو روزگارم با سر زانو اومدم که پا خدا نکرده رو تنت نذارم حالا با این که ارباً اربایی دورت بگردم فکر بابایی دور منو گرفتی تنهایی، یا وَلَدی علی علی علی علی اکبر... میبینی دنیاتو تو خاک و خار سخته الان میفهمم داغ جوون سخته من پدر پیر توأم، قراره زخم تو روی جگرم بمونه عمه یه کم دیر برسه عزیزم باید بیاد فاتحهامو بخونه نمیشه این غصه فراموشم جا نمیشی دیگه تو آغوشم تابوتت عمری بوده رو دوشم، یا وَلَدی علی علی علی علی اکبر... خون به دلم از این مصیب افتاده شرمندهام از زینب به زحمت افتاده خواهر باحیای من رسیده ببین الان کنارته علیجان حرملهها رو که میبینی بابا بلندشو عمه رو ببر از اینجا سخته ولی با این بدن پاشو جوون غیرتی من پاشو روی ما رو زمین نزن پاشو، یا وَلَدی علی علی علی علی اکبر... باباجون چی میبینم تو این وادیِ بلا پهلوت مثل فاطمه فرقت مثل مرتضی بالا نمیاد دیگه راه نفس نیزه زدن توی سینهات از قصد هر چی بیرون میکشم از دهنت یا خون تازهست یا که خون لختهست علی علی علی علی اکبر...
هنوز نظری ثبت نشده