خوشا آنکه در غم تو قلب مبتلا دارد
سید محمد نبویپسندیدن2
بازدید200+
خوشا آنکه در غم تو قلب مبتلا دارد به دست سبعهی ذکر و لب دعا دارد فقیر گوشه نشین محبتت هستم بساز با دل آنکه فقط تو را دارد کنار سفره ی افطار ما نمیآیی؟ که احتیاط، یقین لقمههای ما دارد پناه بر تو از این فرقههای شیطانی که عزم دشمنی و کینه با شما دارد اگرچه جاهلم و پُر گناه میفهمم که پیروی از شما قیمت خدا دارد بگو رود به کناری بمیرد از ذلت کسی که دل ز مرام شما جدا دارد بیا و در شب احیا مرا هم احیا کن که مرده دل ز حریم تو جا کجا دارد به قدر ذره اگر شب قدر مرا نخری چه ارزشی دگر این عمر بی بها دارد حسین نیت شب زنده داریام باشد دلم هوای سحرهای کربلا دارد طواف مرقد شیش گوشهی حسین غریب به خدا با شما صفا دارد ...یابن الحسن او ستم دیده و بلا دیده کوفه و شام و کربلا دیده دیده بر نی سر حسین و سپس خندهی نیزه دار را دیده سر بازار دور عمهی خود چقدر چشم بی حیا دیده دور او حرف ناصواب زدند لب به پیمانهی شراب زدند فریاد میکردند از ذبح بابایم به خنده یاد میکردند اهل و عیالم داشتند از غصه میمردند من زنده بودم خواهرانم سنگ میخوردند در خواب میبینم که در گودال هستم بر سینهی بابای مظلومم نشستم روز تشییع پیکر تیر سپر پیرم کرد قبر کوچک تن سقا چقدر پیرم کرد روی نیزه شدن آن همه سر پیرم کرد خیزران و لب و دندان پدر پیرم کرد زیر زنجیر تمام بدنم زخمی بود تا چهل سال دلم مثل تنم زخمی بود روضه در یک کلام وای از شام از نگاه حرام وای از شام در میان چهار هزار رقاص گریه در ازدحام وای از شام سر و تشت و پیالههای شراب چوب بی اعتراب وای از شام لعنتی در کنار سر میریخت می باقی جام وای از شام سرخ مویی اشاره کرد و یزید گفت: گفتی کدام؟ وای از شام من چهل سال گریه میکردم با همین یک کلام وای از شام