خودم دیدم دشمن
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن12
بازدید3K
خودم دیدم دشمن به جسم تو میتاخت صدای فریادت مرا از پا انداخت گرفتم خدایا در این خاک صحرا علیاکبر دیگرم را غرق خون گشته رویت، لشکری روبهرویت به فدایت عمویت ای عمو جان، عمو جان ***** به زیر این مرکبها گمان دارم تازه بر این جسم پامال زره شد اندازه صدایت شنیدم ز خیمه دویدم ز نجمه خجالت کشیدم دل شده مضطر تو، وای از این پیکر تو جان دهد مادر تو ای عمو جان، عمو جان ***** عزیز جان من نمیکردم باور شوی پیش چشمم تو اینگونه پرپر پدر را که دیدی به سویش پریدی چرا قاسمم قد کشیدی از غمت بیقرارم، میروی از کنارم بنگر این چشم زارم ای عمو جان، عمو جان