خوب رفتی ومن بعد تو تنهایی کشیدم
امین قدیمپسندیدن28
بازدید900+
خوب رفتی و من بعد تو تنهایی کشیدم حرفا که نباید میشنیدم و شنیدم بزمی که نباید و میدیدم ولی دیدم بابایی خلاصه بدجوری دیگه بریدم خوب نگفتی تنهام نگفتی که چطور میگذره شبهام خوب نگفتی که من و میدزدن این بال و پرم سوخت موهام مثل موی پدرم سوخت زجر بیحیا لج شده با من به اشکام میخندن موهای من و کندن شبیه تو بابا جونم لگد مالم کردن سر من بابایی پر خون سر تو به درخت آویزون سر داداش علی اصغر با عمو زیر دست و پاشون باباجونم چقد مثل توام شبیه دندونای تو شکسته دندونم میخوام برا تو قرآن بخونم لکنت میگیرم و نمیتونم باباجونم دیگه دیرشد یه وقتی اومدی به دخترت سر بزنی که دخترت پیر شد یه وقت به عمو عباس نگی که سنان با من چجوری درگیر شد پرم سوخته میشه برام یه معجر بخری، چون تو آتیشا معجرم سوخته پرم سوخته به من دختر حرمله میخنده چون موی سرم سوخته مریضی نیست بابا غصه نخور کبودیهای صورتم زود خوب میشه چیزی نیست مریضی نیست بیا فکر کن به شب اینجا اصن چشمای هیزی نیست خبر داری که دختراتو بازار میبرن اونم بابا نگم چه بازاری خبر داری نبودی چادرم رو از زیر پای یهودیا تو برداری میلرزیدم تو صحرا کاشکی زجر من و میکشت که محلس شراب نمیدیدم سر یه گوشواره خیلی چنگ خوردم درد من سیلی فقط نیست سنگ خوردم حسین جانم، حسین جانم، حسین جانم...