خواهش ما گرچه گستاخانه است
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید5.3K
خواهش ما گرچه گستاخانه است رزق مهمانهای تو شاهانه است با تهیدستی به این در میزنم خرج من بر دوش صاحبخانه است گرچه گوش من بدهکارت نشد گوش تو بر سائلی پُر چانه است آبرودار، آبرویم را نریخت اینهمه شرمندگی شکرانه است دست هرکس نیست، اینجا را بگیر آن فراری که پی کاشانه است فاطمه افطار ما را میدهد نان و ریحان، لقمهی ریحانه است گریه بر زهرا لطیفم کرده است طفلِ مادر با همه بیگانه است یا أَمينَ اللّٰه، دورم از بقیع اشکهایم در نجف بیعانه است حج علی، میزان علی، محشر علی هرکه عبد تو نشد، دیوانه است روزه یعنی تشنگی، یعنی حسین مستی عشاق، بیپیمانه است اصغرش از تشنگی غش کرده بود سوز گرما قاتل پروانه است سمت میدان بُرد، سیرابش کُنَد حرمله دستش به تیر شانه است مادرش در خیمه با دلواپسی بیقرار آن یکی یکدانه است فکر قبر کوچکی کرده حسین چون حرم بی اصغرش ویرانه است