خواهرت را دریاب
حاج اسلام میرزاییپسندیدن1
بازدید2.5K
(خواهرت را دریاب) ۲ دو پسر دارم و یک سینهی از غم بیتاب (چون زمینگیر شدم) ۲ اشک در چشم پسرانم شد آب تا که راهی بشوند به روی آبرویم پیش تو کردند حساب (خوب یادم مانده) ۲ که چگونه حسن از غصهی مادر شد آب یاحسین... یا غریب... یا شهید... (آه نگذار که باز) ۲ مردی از ما بشود در غم ناموس عذاب۲ (من از این میترسم) ۲ که پسرهام ببینند اسیرم به طناب (باید این دو بروند) ۲ تا نبینند مرا بعد تو در بزم شراب (تیغ حیدر شدهاند) ۲ جلوهای از هنر فاتح خیبر شدهاند (این دو شمشیر حسین) ۲ وسط معرکهها حیدر و جعفر شدهاند (لشکر کوفه و شام) ۲ محو جنگآوریِ این دو برادر شدهاند (بین میدان نبرد) ۲ مایهی فخر اباالفضل به لشکر شدهاند (این دوتا سرو رشید) ۲ سبب شوق و سرافرازیِ مادر شدهاند (دو سپاه مادر) ۲ جلوهی دیگری از قاسم و اکبر شدهاند (ضربهها کاری شد) ۲ خونشان ریخت و بر روی زمین جاری شد (تا بیفتند ز پا) ۲ نیزه با لشکری از تیر و کمان یاری شد (پهلوی هردو شکست) ۲ روش حمله همان نقشهی تکراری شد (تکههای بدن) ۲ هر دوتا ریخته که دشت چه گلزاری شد (دور از چشم همه) ۲ مادر این دو پسر غرق عزاداری شد